der Dachverband

Aussprache: /ˈdaxfɛɐ̯ˌbant/
Worttrennung: Da·ch·ver·band
اسم

اتحادیه مرکزی، سازمان مادر، فدراسیون

Bedeutungen

1

سازمانی که شامل چندین سازمان یا انجمن کوچکتر است و وظیفه هماهنگی و نمایندگی منافع آن‌ها را بر عهده دارد؛ اتحادیه مرکزی.

  • Der Dachverband der Automobilhersteller hat neue Richtlinien veröffentlicht.اتحادیه مرکزی خودروسازان دستورالعمل‌های جدیدی منتشر کرده است.
  • Als Dachverband vertritt er die Interessen vieler kleiner Unternehmen.او به عنوان یک اتحادیه مرکزی، منافع بسیاری از شرکت‌های کوچک را نمایندگی می‌کند.
  • Die Vereinten Nationen sind eine Art Dachverband für viele Staaten.سازمان ملل نوعی اتحادیه مرکزی برای بسیاری از کشورها است.