das Dampfross
لوکوموتیو بخار، اسب بخار
Bedeutungen
1
اصطلاحی قدیمی و شاعرانه برای لوکوموتیو بخار، که به قدرت و سرعت آن اشاره دارد.
- Das Dampfross zog den langen Güterzug über die Berge.لوکوموتیو بخار، قطار باری طولانی را از روی کوهها میکشید.
- Die Kinder winkten dem alten Dampfross begeistert zu.بچهها با هیجان به لوکوموتیو بخار قدیمی دست تکان دادند.
- Früher war das Dampfross das wichtigste Transportmittel.در گذشته، لوکوموتیو بخار مهمترین وسیله حمل و نقل بود.
2
به صورت مجازی، به نیروی محرکه یا توانایی قابل توجه اشاره دارد (کمتر رایج).
- Seine Ideen waren das Dampfross, das das Projekt vorantrieb.ایدههای او نیروی محرکهای بود که پروژه را پیش برد.
- Die neue Technologie ist das Dampfross der modernen Industrie.تکنولوژی جدید، نیروی محرکه صنعت مدرن است.
- Mit diesem Werkzeug hat man ein echtes Dampfross zur Hand.با این ابزار، یک نیروی قدرتمند در اختیار دارید.