das Danaidenfass

Aussprache: /daˈnaɪ̯dn̩ˌfas/
Worttrennung: Da·nai·den·fass
اسم

خمره بی‌پایان (کنایه از اتلاف منابع)

Bedeutungen

1

کنایه از کاری بیهوده و بی‌پایان، مشابه مجازات اساطیری دختران دانائوس که محکوم به پر کردن ابدی یک خمره سوراخ بودند؛ اغلب برای توصیف اتلاف منابع یا تلاش‌های بی‌ثمر به کار می‌رود.

  • Die ständigen Reparaturen sind wie das Füllen eines Danaidenfasses.تعمیرات مداوم مانند پر کردن خمره بی‌پایان است.
  • Ohne eine grundlegende Änderung des Systems bleibt die Arbeit ein Danaidenfass.بدون تغییر اساسی سیستم، این کار یک خمره بی‌پایان باقی خواهد ماند.
  • Die Verwaltung versucht seit Jahren, das Problem zu lösen, aber es ist ein echtes Danaidenfass.مدیریت سال‌هاست که سعی در حل مشکل دارد، اما این واقعاً یک خمره بی‌پایان است.