das Darstellungsspiel
بازی نمایشی، نمایش
Bedeutungen
1
یک بازی یا فعالیت که در آن شرکتکنندگان نقشها را بازی میکنند یا چیزی را به صورت نمایشی اجرا میکنند.
- Das Darstellungsspiel der Kinder im Kindergarten war sehr lebhaft.بازی نمایشی کودکان در مهدکودک بسیار پر جنب و جوش بود.
- Das Theaterstück war ein komplexes Darstellungsspiel voller Emotionen.این نمایشنامه یک بازی نمایشی پیچیده و سرشار از احساسات بود.
- Wir planten ein kleines Darstellungsspiel für die Geburtstagsfeier.ما برای جشن تولد یک بازی نمایشی کوچک برنامهریزی کردیم.