اسم
تخته بشکه (قسمتهای چوبی بدنه بشکه)
جملات نمونه برای Daube:
Die ''Dauben'' dieses Fasses sind verzogen.
تختههای این بشکه تاب برداشتهاند.
„Sie hatten die Fässer auseinander genommen, die ''Dauben'' sauber geschrubbt und dann alles wieder zusammengesetzt.“
«آنها بشکهها را از هم باز کرده بودند، تختهها را تمیز شسته بودند و سپس همه چیز را دوباره سر هم کرده بودند.»