der Dauereinsatz
استفاده مداوم، عملیات بی وقفه
Bedeutungen
1
استفاده یا عملیات طولانی مدت و بدون وقفه، اغلب در شرایط سخت یا نیازمند.
- Die Feuerwehr war im Dauereinsatz wegen des Waldbrandes.آتشنشانی به دلیل آتشسوزی جنگل در حالت عملیات بی وقفه بود.
- Das Gerät ist für den Dauereinsatz konzipiert.این دستگاه برای استفاده مداوم طراحی شده است.
- Der Dauereinsatz der Soldaten im Krisengebiet war sehr anstrengend.عملیات بی وقفه سربازان در منطقه بحرانی بسیار طاقتفرسا بود.