der Dauersatz

Aussprache: /ˈdaʊ̯ɐˌzats/
Worttrennung: Dau·er·satz
اسم

جمله تکراری، حرف همیشگی، کلیشه

Bedeutungen

1

جمله‌ای که به طور مکرر و اغلب بدون فکر یا دلیل خاصی تکرار می‌شود؛ یک کلیشه یا حرف همیشگی که فرد یا گروهی به طور مداوم به کار می‌برند.

  • Seine Entschuldigung war nur ein Dauersatz, den er immer wieder sagte.عذرخواهی او فقط یک حرف همیشگی بود که او مدام تکرار می‌کرد.
  • Der Politiker wiederholte den bekannten Dauersatz über wirtschaftliches Wachstum.آن سیاستمدار، جمله کلیشه‌ای شناخته شده درباره رشد اقتصادی را تکرار کرد.
  • Hör auf mit diesem Dauersatz, wir wissen, was du meinst!دست از این حرف همیشگی بردار، می‌دانیم منظورت چیست!