die Dauerwurst

Aussprache: /ˈdaʊ̯ɐˌvʊʁst/
Worttrennung: Dau·e·r·wurst
اسم

کالباس خشک، سوسیس خشک، سوسیس مانده

Bedeutungen

1

نوعی سوسیس یا کالباس که به گونه‌ای فرآوری شده که ماندگاری طولانی دارد و معمولاً به صورت سرد مصرف می‌شود؛ اغلب خشک و سفت است.

  • Wir haben Brot und Dauerwurst für die Wanderung eingepackt.ما نان و کالباس خشک را برای پیاده‌روی بسته‌بندی کردیم.
  • Die Dauerwurst ist sehr lange haltbar.این سوسیس خشک ماندگاری بسیار طولانی دارد.
  • Zum Abendessen gab es einfache Nudeln mit etwas Dauerwurst.برای شام، پاستای ساده با کمی کالباس خشک سرو شد.