اسم
شکست مفتضحانه، افتضاح، فاجعه
جملات نمونه برای Debakel:
Meine Verabredung mit meiner Nachbarin kann man als ''Debakel'' bezeichnen.
قرار ملاقات من با همسایهام را میتوان یک افتضاح توصیف کرد.
Experten schätzen, dass das ''Debakel'' der Terminaleröffnung für Verluste in Höhe von umgerechnet rund 25 Millionen Euro gesorgt hat.
کارشناسان تخمین میزنند که فاجعه افتتاح ترمینال باعث خساراتی به ارزش تقریبی ۲۵ میلیون یورو شده است.