Der See hat eine dicke Eis''decke.''
دریاچه لایه ضخیمی از یخ دارد.
Die ''Decke'' aus Wolle wärmt meine kalten Füße.
پتوی پشمی پاهای سرد مرا گرم میکند.
„Sie schlafen bewegungslos, die ''Decke'' gegen die Kühle der Dämmerung über sich gezogen.“
«آنها بیحرکت خوابیدهاند، در حالی که پتو را برای محافظت در برابر خنکی گرگومیش روی خود کشیدهاند.»