die Delegierte
نماینده (مونث)، نماینده منتخب (مونث)، نماینده مجاز (مونث)
Beispiele
- Die ''Delegierte'' konnte krankheitsbedingt an der Sitzung nicht teilnehmen.نماینده (مونث) به دلیل بیماری نتوانست در جلسه شرکت کند.
نماینده (مونث)، نماینده منتخب (مونث)، نماینده مجاز (مونث)