die Delegitimierung
بیاعتبار کردن، سلب مشروعیت کردن
Bedeutungen
1
فرایند یا عمل از بین بردن اعتبار، مشروعیت یا حقانیت یک فرد، گروه، نهاد یا ایده.
- Die Delegitimierung politischer Gegner ist eine gefährliche Taktik.بیاعتبار کردن مخالفان سیاسی یک تاکتیک خطرناک است.
- Die ständige Kritik führte zur Delegitimierung der Regierung.انتقادات مداوم منجر به سلب مشروعیت دولت شد.
- Er versuchte die Delegitimierung der wissenschaftlichen Ergebnisse durch falsche Behauptungen.او با ادعاهای نادرست تلاش کرد نتایج علمی را بیاعتبار کند.