die Demokratiemüdigkeit

Aussprache: /demoκraˈtiːˌmyːdɪçkaɪt/
Worttrennung: De·mo·kra·ti·e·mü·dig·keit
اسم

خستگی از دموکراسی

Bedeutungen

1

احساس بی‌علاقگی، ناامیدی یا خستگی نسبت به فرآیندهای دموکراتیک، نهادها یا نتایج آن، که می‌تواند منجر به کاهش مشارکت سیاسی شود.

  • Die steigende Demokratiemüdigkeit in einigen Ländern bereitet den Politikwissenschaftlern Sorgen.افزایش خستگی از دموکراسی در برخی کشورها، دانشمندان علوم سیاسی را نگران کرده است.
  • Umfragen zeigen eine gewisse Demokratiemüdigkeit bei jungen Wählern.نظرسنجی‌ها نشان‌دهنده درجه‌ای از خستگی از دموکراسی در میان رای‌دهندگان جوان است.
  • Die Korruptionsskandale haben zur Demokratiemüdigkeit der Bevölkerung beigetragen.رسوایی‌های فساد به خستگی مردم از دموکراسی دامن زده است.