die Desachalandage

Aussprache: /deːzaxaˈlandaːʒə/
Worttrennung: De·sa·cha·land·a·ge
اسم

از دست دادن مشتریان، رکود مشتری

Bedeutungen

1

اصطلاحی در تجارت و بازاریابی که به کاهش تعداد مشتریان یک کسب‌وکار یا از دست دادن مشتریان به رقبا اشاره دارد.

  • Die Firma kämpft gegen die Desachalandage durch neue Online-Anbieter.این شرکت با از دست دادن مشتریان به دلیل ارائه دهندگان جدید آنلاین مبارزه می‌کند.
  • Eine schlechte Servicequalität kann schnell zu einer Desachalandage führen.کیفیت پایین خدمات می‌تواند به سرعت منجر به از دست دادن مشتریان شود.
  • Maßnahmen zur Kundenbindung sollen die Desachalandage verhindern.اقدامات حفظ مشتری برای جلوگیری از رکود مشتری طراحی شده‌اند.