das Deutschlandgefühl

Aussprache: /ˈdɔɪ̯t͡ʃlantɡəˌfyːl/
Worttrennung: Deut·sch·land·ge·fühl
اسم

احساس آلمانی بودن، حس وطن‌پرستی آلمان

Bedeutungen

1

احساس تعلق خاطر، غرور ملی و هویت مشترک با کشور آلمان و فرهنگ آن؛ وطن‌پرستی آلمانی.

  • Nach dem WM-Sieg hatten viele Menschen ein starkes Deutschlandgefühl.پس از پیروزی در جام جهانی، بسیاری از مردم حس وطن‌پرستی قوی آلمان را داشتند.
  • Das Deutschlandgefühl kann sich in der Liebe zur Sprache und Kultur zeigen.احساس آلمانی بودن می‌تواند در عشق به زبان و فرهنگ آلمان بروز کند.
  • Er empfindet ein tiefes Deutschlandgefühl, obwohl er im Ausland lebt.او با وجود زندگی در خارج از کشور، احساس عمیقی نسبت به آلمان دارد.