die Dialektforscherin
پژوهشگر زن گویششناس
Bedeutungen
1
زنی که به طور حرفهای به تحقیق و مطالعه گویشهای زبانی میپردازد.
- Die Dialektforscherin sammelt alte Wörter für ihre Studie.پژوهشگر زن گویششناس کلمات قدیمی را برای مطالعه خود جمعآوری میکند.
- Als Dialektforscherin reiste sie durch das ganze Land.او به عنوان یک پژوهشگر زن گویششناس به سراسر کشور سفر کرد.
- Ihre Arbeit als Dialektforscherin ist sehr wichtig für die Sprachwissenschaft.کار او به عنوان یک پژوهشگر زن گویششناس برای زبانشناسی بسیار مهم است.