der Dialysepatient
بیمار دیالیزی
Bedeutungen
1
مردی که به دلیل نارسایی کلیه تحت درمان دیالیز قرار دارد.
- Der Dialysepatient muss dreimal pro Woche zur Behandlung ins Krankenhaus.بیمار دیالیزی باید سه بار در هفته برای درمان به بیمارستان مراجعه کند.
- Der Arzt besprach die Fortschritte des Dialysepatienten.پزشک پیشرفتهای بیمار دیالیزی را مورد بحث قرار داد.
- Als Dialysepatient ist er auf eine strenge Diät angewiesen.به عنوان یک بیمار دیالیزی، او به یک رژیم غذایی سخت متکی است.