die Dialysepatientin
بیمار دیالیزی (مونث)
Bedeutungen
1
زنی که به دلیل نارسایی کلیه تحت درمان دیالیز قرار دارد.
- Die Dialysepatientin fühlt sich nach jeder Behandlung erschöpft.بیمار دیالیزی پس از هر درمان احساس خستگی میکند.
- Die Krankenschwester betreut die Dialysepatientin fürsorglich.پرستار با دلسوزی از بیمار دیالیزی مراقبت میکند.
- Auch als Dialysepatientin versucht sie, ein aktives Leben zu führen.او تلاش میکند حتی به عنوان یک بیمار دیالیزی، زندگی فعالی داشته باشد.