der Dickbauch
شکم بزرگ، شکم گنده (اغلب به صورت تحقیرآمیز)
Beispiele
- Mit einem Satz war ich bei dem ''Dickbauch'' und riss ihm das Handy aus der Hand.با یک حرکت، به سمت آن شکم گنده رفتم و تلفن همراه را از دستش قاپیدم.
شکم بزرگ، شکم گنده (اغلب به صورت تحقیرآمیز)