der Dickhäuter

Aussprache: /ˈdɪkhaɪ̯tɐ/
Worttrennung: Dick·häu·ter
اسم

حیوان پوست کلفت، آدم بی‌احساس

Bedeutungen

1

به طور تحت‌اللفظی: حیوانی با پوست ضخیم (مانند فیل، کرگدن).

  • Nashörner und Elefanten sind bekannte Dickhäuter.کرگدن‌ها و فیل‌ها حیوانات پوست کلفت شناخته شده‌ای هستند.
  • Der Zoobesucher beobachtete den Dickhäuter im Gehege.بازدیدکننده باغ وحش حیوان پوست کلفت را در محوطه تماشا کرد.
  • Der Begriff Dickhäuter wird oft für Tiere mit dicker Haut verwendet.اصطلاح حیوان پوست کلفت اغلب برای حیوانات با پوست ضخیم استفاده می‌شود.
2

به صورت مجازی: فردی که نسبت به انتقادات، توهین‌ها یا احساسات دیگران بی‌تفاوت است و به راحتی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.

  • Er ist ein echter Dickhäuter, ihm kann man alles sagen.او واقعاً آدم بی‌احساسی است، هر چیزی می‌توانی به او بگویی.
  • Nach all den Jahren im Geschäft ist er ein ziemlicher Dickhäuter geworden.پس از تمام این سال‌ها در تجارت، او آدم نسبتاً بی‌احساسی شده است.
  • Lass dich von seinen Worten nicht treffen, er ist ein Dickhäuter.اجازه نده حرف‌هایش تو را ناراحت کند، او آدم بی‌احساسی است.