der Dickwanst
شکمگنده، آدم چاق و خپل (تحقیرآمیز)
Bedeutungen
1
شخصی که شکم بسیار بزرگی دارد؛ این واژه معمولاً با لحنی تحقیرآمیز یا طنزآمیز به کار میرود.
- Der alte Mann saß im Sessel, sein Dickwanst wölbte sich über den Hosenbund.مرد پیر روی صندلی لم داده بود، شکم گندهاش از روی کمر شلوارش بیرون زده بود.
- Er war kein Dickwanst, aber er hatte einen kleinen Bauchansatz.او شکمگنده نبود، اما کمی شکم آورده بود.
- Manche Leute nennen ihn liebevoll 'Dickwanst', aber er mag das nicht.بعضیها او را از روی محبت 'شکمگنده' صدا میزنند، اما او این را دوست ندارد.