die Dienerschar

Aussprache: /ˈdiːnɐˌʃaːɐ̯/
Worttrennung: Die·ner·schar
اسم

خدمه، گروه خدمتکاران

Bedeutungen

1

گروهی از خدمتکاران که به طور جمعی به یک شخص یا خانواده خدمت می‌کنند.

  • Die Dienerschar des alten Grafen war ihm treu ergeben.گروه خدمتکاران کنت پیر به او وفادار بودند.
  • Eine große Dienerschar erwartete die Gäste im Schloss.گروه بزرگی از خدمتکاران در قلعه منتظر مهمانان بودند.
  • Der König schritt durch die Reihen seiner Dienerschar.پادشاه از میان صفوف خدمتکارانش عبور کرد.