die Dienerschar
خدمه، گروه خدمتکاران
Bedeutungen
1
گروهی از خدمتکاران که به طور جمعی به یک شخص یا خانواده خدمت میکنند.
- Die Dienerschar des alten Grafen war ihm treu ergeben.گروه خدمتکاران کنت پیر به او وفادار بودند.
- Eine große Dienerschar erwartete die Gäste im Schloss.گروه بزرگی از خدمتکاران در قلعه منتظر مهمانان بودند.
- Der König schritt durch die Reihen seiner Dienerschar.پادشاه از میان صفوف خدمتکارانش عبور کرد.