das Dienstamt

Aussprache: /ˈdiːnstamt/
Worttrennung: Dienst·amt
اسم

سمت خدمتی، وظیفه رسمی (در کلیسا)

Bedeutungen

1

موقعیت یا وظیفه رسمی که فرد در یک سازمان، به ویژه در کلیسا یا نهادهای مذهبی، بر عهده دارد.

  • Nach vielen Jahren ehrenamtlicher Tätigkeit erhielt sie ein offizielles Dienstamt in der Gemeinde.پس از سال‌ها فعالیت داوطلبانه، او یک سمت خدمتی رسمی در جامعه دریافت کرد.
  • Sein Dienstamt als Diakon erforderte viel Engagement und Zeit.سمت خدمتی او به عنوان خادم کلیسا، نیازمند تعهد و زمان زیادی بود.
  • Das Dienstamt des Küsters ist wichtig für den reibungslosen Ablauf der Gottesdienste.وظیفه رسمی سرایدار برای اجرای روان مراسم مذهبی مهم است.