die Dienstbeflissenheit
وظیفهشناسی، کوشایی در خدمت
Bedeutungen
1
تمایل و تلاش زیاد برای انجام وظایف شغلی یا خدمتی به بهترین نحو ممکن؛ کوشایی و جدیت در انجام مسئولیتها.
- Seine Dienstbeflissenheit wurde vom Vorgesetzten sehr geschätzt.وظیفهشناسی او توسط مافوق بسیار مورد تقدیر قرار گرفت.
- Die Mitarbeiter zeigten große Dienstbeflissenheit bei der Bewältigung der Krise.کارکنان در مواجهه با بحران، کوشایی زیادی در خدمت از خود نشان دادند.
- Dank seiner Dienstbeflissenheit konnte das Projekt erfolgreich abgeschlossen werden.به لطف وظیفهشناسی او، پروژه با موفقیت به پایان رسید.