das Dienstjahr

Aussprache: /ˈdiːnstˌjaːr/
Worttrennung: Dienst·jahr
اسم

سال خدمت

Bedeutungen

1

یک سال کامل که فرد در یک شغل، ارتش یا خدمت دولتی سپری کرده است؛ اغلب برای محاسبه حقوق، بازنشستگی یا ارتقاء استفاده می‌شود.

  • Nach zehn Dienstjahren hat er Anspruch auf mehr Urlaub.پس از ده سال خدمت، او مستحق مرخصی بیشتری است.
  • Jedes Dienstjahr zählt für die Pension.هر سال خدمت برای بازنشستگی محاسبه می‌شود.
  • Sie hat bereits ihr erstes Dienstjahr in der Firma abgeschlossen.او اولین سال خدمت خود را در شرکت به پایان رسانده است.