das Dienstmädchen

Aussprache: /ˈdiːnstˌmɛːtçən/
Worttrennung: Dienst·mäd·chen
اسم

خدمتکار، کلفت

Bedeutungen

1

زن یا دختری که در خانه‌ای به عنوان خدمتکار کار می‌کند و وظایفی مانند نظافت، آشپزی و مراقبت از کودکان را بر عهده دارد.

  • Das Dienstmädchen putzte jeden Tag das ganze Haus.خدمتکار هر روز تمام خانه را تمیز می‌کرد.
  • In alten Romanen spielt das Dienstmädchen oft eine wichtige Rolle.در رمان‌های قدیمی، خدمتکار اغلب نقش مهمی ایفا می‌کند.
  • Sie stellte ein neues Dienstmädchen ein, das sehr fleißig war.او یک خدمتکار جدید استخدام کرد که بسیار سخت‌کوش بود.