der Dienstpass

Aussprache: /ˈdiːnstpas/
Worttrennung: Dienst·pass
اسم

گذرنامه خدمتی

Bedeutungen

1

نوعی گذرنامه که توسط دولت برای کارکنان دولتی، دیپلمات‌ها یا سایر مقامات که در مأموریت‌های رسمی خارج از کشور سفر می‌کنند، صادر می‌شود.

  • Der Diplomat legte seinen Dienstpass am Grenzkontrollpunkt vor.دیپلمات گذرنامه خدمتی خود را در ایستگاه بازرسی مرزی ارائه داد.
  • Für diese Reise benötigte sie einen speziellen Dienstpass.برای این سفر او به یک گذرنامه خدمتی ویژه نیاز داشت.
  • Der Dienstpass ist für die Ausübung offizieller Tätigkeiten im Ausland unerlässlich.گذرنامه خدمتی برای انجام وظایف رسمی در خارج از کشور ضروری است.