اسم
فلانی، چیزمیز، فلانچیز (وقتی نام یا واژه یادتان نمیآید)
جملات نمونه برای Dingens:
''Sprecher beim Frühstück [auf das Salz deutend]:'' „Gib mir mal das ''Dingens!''“
سخنران سر میز صبحانه [با اشاره به نمک]: «اون چیزمیزو به من بده!»
„Pass auf das ''Dingens'' auf!“
«مواظب اون چیزمیز باش!»
„Hast du ''Dingens'' schon angerufen?“
«به فلانی زنگ زدی؟»