die Direktübertragung
پخش زنده، انتقال مستقیم
Bedeutungen
1
پخش یا انتقال یک رویداد (مانند مسابقه ورزشی، کنسرت یا سخنرانی) در همان لحظهای که اتفاق میافتد، بدون هیچگونه تأخیر یا ویرایش.
- Die Direktübertragung des Fußballspiels begann um 20:00 Uhr.پخش زنده بازی فوتبال ساعت ۲۰:۰۰ آغاز شد.
- Wir verfolgten die Direktübertragung der Mondlandung im Fernsehen.ما پخش زنده فرود بر ماه را از تلویزیون دنبال کردیم.
- Die Direktübertragung des Konzerts war weltweit verfügbar.پخش زنده کنسرت در سراسر جهان در دسترس بود.