die Direktübertragung

Aussprache: /diˈʁɛktʔyːbɐˌtʁaːɡʊŋ/
Worttrennung: Di·rekt·über·tra·gung
اسم

پخش زنده، انتقال مستقیم

Bedeutungen

1

پخش یا انتقال یک رویداد (مانند مسابقه ورزشی، کنسرت یا سخنرانی) در همان لحظه‌ای که اتفاق می‌افتد، بدون هیچ‌گونه تأخیر یا ویرایش.

  • Die Direktübertragung des Fußballspiels begann um 20:00 Uhr.پخش زنده بازی فوتبال ساعت ۲۰:۰۰ آغاز شد.
  • Wir verfolgten die Direktübertragung der Mondlandung im Fernsehen.ما پخش زنده فرود بر ماه را از تلویزیون دنبال کردیم.
  • Die Direktübertragung des Konzerts war weltweit verfügbar.پخش زنده کنسرت در سراسر جهان در دسترس بود.