اسم
پول، وجه نقد (بایرنی، عامیانه)
جملات نمونه برای Diridari:
Man braucht viel ''Diridari,'' wenn man sich so einen Wagen kaufen will.
اگر میخواهی چنین ماشینی بخری، به پول زیادی نیاز داری.
„Es geht einfach nicht, dass die verschwenderischen Berliner mit dem bayerischen ''Diridari'' Larifari machen.“
«این اصلاً درست نیست که برلینیهای ولخرج با پول بایرنی بیخیالی کنند.»