der Dirigierstab
چوب رهبری ارکستر
Bedeutungen
1
چوب یا میلهای که رهبر ارکستر برای هدایت و هماهنگ کردن نوازندگان از آن استفاده میکند.
- Der Dirigent hob seinen Dirigierstab, um das Orchester zu beginnen.رهبر ارکستر چوب رهبری خود را برای شروع ارکستر بالا برد.
- Ein guter Dirigierstab liegt leicht in der Hand.یک چوب رهبری خوب به راحتی در دست قرار میگیرد.
- Der Musiker beobachtete genau den Dirigierstab des Leiters.نوازنده با دقت چوب رهبری رهبر را تماشا میکرد.