die Dissozialität

Aussprache: /dɪsˌzoːtsialiˈtɛːt/
Worttrennung: Dis·so·zi·a·li·tät
اسم

ناسازگاری اجتماعی

Bedeutungen

1

رفتار یا تمایل به عدم رعایت هنجارها و قوانین اجتماعی، پرخاشگری، بی‌توجهی به حقوق دیگران و فقدان همدلی.

  • Die Dissozialität des Jugendlichen war ein ernstes Problem.ناسازگاری اجتماعی این نوجوان یک مشکل جدی بود.
  • Er zeigte Anzeichen von Dissozialität schon in jungen Jahren.او از سنین جوانی نشانه‌هایی از ناسازگاری اجتماعی را نشان می‌داد.
  • Die Therapie zielt darauf ab, die Dissozialität zu reduzieren.هدف این درمان، کاهش ناسازگاری اجتماعی است.