die Dissozialität
ناسازگاری اجتماعی
Bedeutungen
1
رفتار یا تمایل به عدم رعایت هنجارها و قوانین اجتماعی، پرخاشگری، بیتوجهی به حقوق دیگران و فقدان همدلی.
- Die Dissozialität des Jugendlichen war ein ernstes Problem.ناسازگاری اجتماعی این نوجوان یک مشکل جدی بود.
- Er zeigte Anzeichen von Dissozialität schon in jungen Jahren.او از سنین جوانی نشانههایی از ناسازگاری اجتماعی را نشان میداد.
- Die Therapie zielt darauf ab, die Dissozialität zu reduzieren.هدف این درمان، کاهش ناسازگاری اجتماعی است.