die Dobostorte

Aussprache: /ˈdoːbɔsˌtɔrtə/
Wortzerlegung: Do·bo·stor·te
اسم

دوبوش‌تورته (کیک لایه‌ای مجارستانی)

Beispiele

  • Zum Geburtstag habe ich ihr eine ''Dobostorte'' gebacken.برای تولدش یک دوبوش‌تورته برایش پختم.
  • Wie Reboul zuerst die k. u. k. Klassiker von Esterházyschnitte bis ''Dobostorte'' ins neue Jahrhundert rüberholte, quasi im Vorübergehen Makronen der Extraklasse einführte und dazu eine Riege richtig vielversprechender Lehrlinge ausbildete, das war schon angetan, die Wiener Zuckerbäcker aus dem ewig süßen Dornröschenschlaf zu holen.اینکه روبول چگونه کلاسیک‌های امپراتوری اتریش-مجارستان را از کیک استرهازی گرفته تا دوبوش‌تورته به قرن جدید آورد، تقریباً در حین انجام کار ماکارون‌های درجه یک معرفی کرد و در کنار آن گروهی از شاگردان واقعاً امیدوارکننده را آموزش داد، این خود کافی بود تا قنادان وین را از خواب شیرین ابدی بیدار کند.