der Doppelgänger

Aussprache: /ˈdɔpl̩ˌɡɛŋɐ/
Worttrennung: Dop·pel·gän·ger
اسم

همزاد، شخص شبیه به دیگری، بدل

Bedeutungen

1

شخصی که به طور قابل توجهی شبیه شخص دیگری است، به طوری که گویی او را تقلید می‌کند یا بدل اوست.

  • Ich traf meinen Doppelgänger auf der Straße, es war ein seltsamer Moment.من همزاد خودم را در خیابان ملاقات کردم، لحظه عجیبی بود.
  • Manche Leute glauben, dass jeder Mensch einen Doppelgänger hat.برخی افراد معتقدند که هر انسانی یک همزاد دارد.
  • Der Schauspieler spielte die Rolle seines eigenen Doppelgängers.بازیگر نقش همزاد خودش را بازی کرد.
2

در ادبیات یا فولکلور، یک شبح یا روح دوقلو که اغلب به عنوان پیش‌بینی کننده مرگ یا بدشانسی تلقی می‌شود.

  • In der alten Legende erscheint der Doppelgänger als böses Omen.در افسانه قدیمی، همزاد به عنوان یک نشانه بد ظاهر می‌شود.
  • Sie hatte Angst, ihren Doppelgänger zu sehen, da dies Unglück bringen sollte.او از دیدن همزادش می‌ترسید، زیرا گفته می‌شد که این امر بدشانسی می‌آورد.
  • Der Roman handelt von einem Mann, der seinem eigenen Doppelgänger begegnet.این رمان درباره مردی است که با همزاد خود روبرو می‌شود.