der Doppelgänger
همزاد، شخص شبیه به دیگری، بدل
Bedeutungen
1
شخصی که به طور قابل توجهی شبیه شخص دیگری است، به طوری که گویی او را تقلید میکند یا بدل اوست.
- Ich traf meinen Doppelgänger auf der Straße, es war ein seltsamer Moment.من همزاد خودم را در خیابان ملاقات کردم، لحظه عجیبی بود.
- Manche Leute glauben, dass jeder Mensch einen Doppelgänger hat.برخی افراد معتقدند که هر انسانی یک همزاد دارد.
- Der Schauspieler spielte die Rolle seines eigenen Doppelgängers.بازیگر نقش همزاد خودش را بازی کرد.
2
در ادبیات یا فولکلور، یک شبح یا روح دوقلو که اغلب به عنوان پیشبینی کننده مرگ یا بدشانسی تلقی میشود.
- In der alten Legende erscheint der Doppelgänger als böses Omen.در افسانه قدیمی، همزاد به عنوان یک نشانه بد ظاهر میشود.
- Sie hatte Angst, ihren Doppelgänger zu sehen, da dies Unglück bringen sollte.او از دیدن همزادش میترسید، زیرا گفته میشد که این امر بدشانسی میآورد.
- Der Roman handelt von einem Mann, der seinem eigenen Doppelgänger begegnet.این رمان درباره مردی است که با همزاد خود روبرو میشود.