die Doppelzüngigkeit
دورویی، نفاق
Bedeutungen
1
رفتار یا گفتار دوگانه؛ تظاهر به داشتن عقاید یا احساساتی که فرد واقعاً ندارد؛ عدم صداقت در گفتار و کردار.
- Seine ständige Doppelzüngigkeit machte es schwierig, ihm zu vertrauen.دورویی مداوم او اعتماد کردن به او را دشوار میکرد.
- Manche Politiker werden der Doppelzüngigkeit beschuldigt.برخی از سیاستمداران به دورویی متهم میشوند.
- Die Doppelzüngigkeit in ihren Worten war offensichtlich.دورویی در کلمات او آشکار بود.