der Dorfhäuptling
ریش سفید ده، کدخدای ده
Bedeutungen
1
رهبر یا رئیس سنتی یک روستا، که معمولاً مسئولیتهای اجتماعی و گاهی قضایی را بر عهده دارد.
- Der Dorfhäuptling versammelte die Bewohner, um über die Ernte zu beraten.کدخدای ده، اهالی را برای مشورت در مورد برداشت محصول جمع کرد.
- In vielen traditionellen Gemeinschaften spielt der Dorfhäuptling eine wichtige Rolle.در بسیاری از جوامع سنتی، ریش سفید ده نقش مهمی ایفا میکند.
- Die Entscheidung des Dorfhäuptlings wurde von allen respektiert.تصمیم کدخدای ده مورد احترام همه بود.