das Dorfmädchen
دختر روستایی
Bedeutungen
1
دختر جوانی که در یک روستا زندگی میکند و معمولاً با زندگی ساده و سنتی روستایی شناخته میشود.
- Sie war ein echtes Dorfmädchen und kannte jeden in der Nachbarschaft.او یک دختر روستایی واقعی بود و همه همسایگان را میشناخت.
- Das Dorfmädchen träumte davon, die Welt zu sehen.دختر روستایی آرزو داشت که دنیا را ببیند.
- Mit ihren einfachen Kleidern sah sie aus wie ein typisches Dorfmädchen.او با لباسهای سادهاش شبیه یک دختر روستایی معمولی به نظر میرسید.