die Dorfpomeranze
دختر روستایی دست و پا چلفتی، زن روستایی ساده
Bedeutungen
1
اصطلاحی عامیانه و کمی تحقیرآمیز برای توصیف زنی روستایی که ساده، بیتجربه یا کمی دست و پا چلفتی به نظر میرسد.
- Manche Leute nannten sie wegen ihrer Naivität eine Dorfpomeranze.برخی افراد به خاطر سادگیاش او را یک دختر روستایی ساده مینامیدند.
- Sie war keine Dorfpomeranze, sondern eine kluge junge Frau.او یک دختر روستایی دست و پا چلفتی نبود، بلکه زنی جوان و باهوش بود.
- Der Begriff Dorfpomeranze wird heute kaum noch verwendet.امروزه به ندرت از اصطلاح دختر روستایی دست و پا چلفتی استفاده میشود.