die Dorfschöne

Aussprache: /ˈdɔrfˌʃøːnə/
Worttrennung: Dorf·schö·ne
اسم

زیباروی دهکده

Bedeutungen

1

زنی که به عنوان زیباترین زن در یک دهکده یا جامعه کوچک شناخته می‌شود.

  • Sie war die unbestrittene Dorfschöne und bewundert von allen jungen Männern.او زیباترین زن بی‌چون و چرای دهکده بود و مورد تحسین همه مردان جوان قرار می‌گرفت.
  • Der Maler wollte die Dorfschöne für sein neues Bild porträtieren.نقاش می‌خواست زیباروی دهکده را برای نقاشی جدیدش به تصویر بکشد.
  • Man sagte, sie sei die Dorfschöne, aber ich fand sie nicht besonders attraktiv.می‌گفتند او زیباروی دهکده است، اما من او را خیلی جذاب ندیدم.