der Dornröschenschlaf
خواب طولانی (مانند زیبای خفته)، وضعیت راکد و پنهان طولانیمدت
Bedeutungen
1
یک دوره طولانی خواب یا عدم فعالیت، شبیه به داستان زیبای خفته؛ همچنین به معنای وضعیتی که چیزی یا کسی برای مدت طولانی غیرفعال، فراموش شده یا در حالت انتظار باقی میماند.
- Das Projekt lag jahrelang im Dornröschenschlaf, bis es wiederbelebt wurde.پروژه سالها در خواب طولانی بود تا اینکه دوباره احیا شد.
- Nach der Operation fiel er in einen tiefen Dornröschenschlaf.پس از عمل جراحی، او به خوابی عمیق فرو رفت.
- Die alte Burg schien im Dornröschenschlaf zu versinken.قلعه قدیمی به نظر میرسید که در خواب طولانی فرو میرود.