der Draht
سیم، مفتول، ارتباط مخابراتی
Bedeutungen
1
رشتهای نازک و بلند از فلز، معمولاً برای انتقال الکتریسیته یا به عنوان ماده اولیه در ساخت اشیاء.
- Der Elektriker verlegt einen neuen Draht.برقکار در حال نصب یک سیم جدید است.
- Aus dem dünnen Draht formte er eine kleine Figur.او با مفتول نازک، یک مجسمه کوچک ساخت.
- Der Zaun ist mit einem stabilen Draht gesichert.نرده با یک سیم محکم ایمن شده است.
2
به صورت مجازی یا استعاری، به معنای ارتباط یا خط تلفن.
- Ich versuche seit Stunden, dich per Draht zu erreichen.ساعتی است که سعی میکنم از طریق تلفن با تو تماس بگیرم.
- Der Draht zwischen den beiden Politikern war angespannt.ارتباط بین آن دو سیاستمدار پرتنش بود.
- Wir haben einen direkten Draht zur Geschäftsführung.ما ارتباط مستقیمی با مدیریت داریم.