der Draht

Aussprache: /dʁaːt/
Worttrennung: Draht
اسم

سیم، مفتول، ارتباط مخابراتی

Bedeutungen

1

رشته‌ای نازک و بلند از فلز، معمولاً برای انتقال الکتریسیته یا به عنوان ماده اولیه در ساخت اشیاء.

  • Der Elektriker verlegt einen neuen Draht.برقکار در حال نصب یک سیم جدید است.
  • Aus dem dünnen Draht formte er eine kleine Figur.او با مفتول نازک، یک مجسمه کوچک ساخت.
  • Der Zaun ist mit einem stabilen Draht gesichert.نرده با یک سیم محکم ایمن شده است.
2

به صورت مجازی یا استعاری، به معنای ارتباط یا خط تلفن.

  • Ich versuche seit Stunden, dich per Draht zu erreichen.ساعتی است که سعی می‌کنم از طریق تلفن با تو تماس بگیرم.
  • Der Draht zwischen den beiden Politikern war angespannt.ارتباط بین آن دو سیاستمدار پرتنش بود.
  • Wir haben einen direkten Draht zur Geschäftsführung.ما ارتباط مستقیمی با مدیریت داریم.