das Dröhnen

Aussprache: /ˈdʁøːnən/
Worttrennung: Dröh·nen
اسم

غرش، غژغژ، صدای وزوز

Bedeutungen

1

صدای بلند، ممتد و غالباً ناخوشایند، مانند صدای موتور هواپیما، ترافیک سنگین یا آژیر.

  • Das Dröhnen der Flugzeuge über der Stadt war unerträglich.غرش هواپیماها بر فراز شهر غیرقابل تحمل بود.
  • Wir hörten ein tiefes Dröhnen aus der Ferne.صدای غرش عمیقی از دور شنیدیم.
  • Das ständige Dröhnen der Baustelle störte die Anwohner.صدای وزوز مداوم محل ساخت و ساز، ساکنان را آزار می‌داد.
2

احساس وزوز یا سنگینی در سر یا گوش‌ها، اغلب ناشی از سرماخوردگی، ضربه یا استرس.

  • Nach dem Konzert hatte sie ein unangenehmes Dröhnen in den Ohren.بعد از کنسرت، او احساس وزوز ناخوشایندی در گوش‌هایش داشت.
  • Das Dröhnen im Kopf ließ nach, als sie sich hinlegte.وقتی دراز کشید، احساس سنگینی در سرش کاهش یافت.
  • Durch den Schnupfen hatte er ein ständiges Dröhnen im Kopf.به خاطر سرماخوردگی، او احساس وزوز مداومی در سرش داشت.