die Dröhnung

Aussprache: /ˈdʁøːnʊŋ/
Worttrennung: Dröh·nung
اسم

دوز (مشروب یا مواد مخدر)، حالت مستی

Bedeutungen

1

مقدار معینی از یک ماده (مانند الکل یا دارو) که مصرف می‌شود؛ دوز.

  • Er nahm eine kleine Dröhnung des Medikaments.او دوز کوچکی از دارو را مصرف کرد.
  • Die empfohlene Dröhnung für dieses Getränk ist ein Glas.دوز توصیه شده برای این نوشیدنی یک لیوان است.
  • Nach der ersten Dröhnung fühlte er sich entspannter.پس از مصرف اولین دوز، او احساس آرامش بیشتری کرد.
2

حالت ناشی از مصرف بیش از حد الکل یا مواد مخدر؛ مستی یا سرخوشی.

  • Nach mehreren Drinks war er in einer ziemlichen Dröhnung.پس از نوشیدن چندین نوشیدنی، او در حالت مستی قابل توجهی بود.
  • Die Dröhnung des Alkohols machte ihn unvorsichtig.مستی ناشی از الکل او را بی‌احتیاط کرد.
  • Er versuchte, seine Dröhnung vor seinen Eltern zu verbergen.او سعی کرد مستی خود را از والدینش پنهان کند.