die Dramaturgie

Aussprache: /ˌdramaˈtʊrɡiː/
Worttrennung: Dra·ma·tur·gie
اسم

دراماتورژی، فن نمایش‌نامه‌نویسی، ساختار دراماتیک

Bedeutungen

1

هنر و فن ساختاردهی و توسعه یک نمایشنامه یا اثر نمایشی؛ همچنین به ساختار دراماتیک یک اثر سینمایی یا ادبی نیز اطلاق می‌شود.

  • Der Dramaturg ist für die Dramaturgie des Stücks verantwortlich.دراماتورژ مسئول ساختار دراماتیک نمایش است.
  • Die Dramaturgie des Films war sehr komplex.ساختار دراماتیک فیلم بسیار پیچیده بود.
  • Er studiert Dramaturgie an der Universität.او در دانشگاه دراماتورژی می‌خواند.
2

شخصی که مسئولیت دراماتورژی را بر عهده دارد؛ دراماتورژ.

  • Die Dramaturgie hat die Texte für die Aufführung ausgewählt.دراماتورژ متن‌ها را برای اجرا انتخاب کرده بود.
  • Als Dramaturgie arbeitete sie eng mit dem Regisseur zusammen.به عنوان دراماتورژ، او از نزدیک با کارگردان همکاری می‌کرد.
  • Der neue Dramaturgie brachte frische Ideen ein.دراماتورژ جدید ایده‌های تازه‌ای را وارد کرد.