das Drehzeug

Aussprache: /ˈdʁeːt͡sɔɪ̯k/
Worttrennung: Dreh·zeug
اسم

ابزار تراشکاری، مجموعه ابزار تراشکاری

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از ابزارها که برای عملیات تراشکاری، به ویژه در ماشین‌کاری فلزات، استفاده می‌شود.

  • Der Mechaniker benötigte ein spezielles Drehzeug für die Reparatur.مکانیک برای تعمیر به یک مجموعه ابزار تراشکاری مخصوص نیاز داشت.
  • Das Drehzeug enthält verschiedene Meißel und Halter.ابزار تراشکاری شامل مته‌ها و نگهدارنده‌های مختلف است.
  • In der Ausbildung lernten wir den Umgang mit dem Drehzeug.در دوره آموزشی، کار با ابزار تراشکاری را یاد گرفتیم.