die Drogenerfahrung

Aussprache: /ˈdroːɡn̩ˌʔɛɐ̯faːrʊŋ/
Worttrennung: Dro·gen·er·fah·rung
اسم

تجربه مصرف مواد مخدر

Bedeutungen

1

تجربه شخصی فرد از مصرف مواد مخدر، چه برای تفریح، چه درمانی یا اجباری.

  • Er sprach offen über seine Drogenerfahrung in der Jugend.او به طور آشکار در مورد تجربه مصرف مواد مخدرش در دوران جوانی صحبت کرد.
  • Die Dokumentation zeigt die negativen Folgen einer Drogenerfahrung.این مستند، عواقب منفی تجربه مصرف مواد مخدر را نشان می‌دهد.
  • Viele junge Menschen haben neugierig eine erste Drogenerfahrung gemacht.بسیاری از جوانان از روی کنجکاوی اولین تجربه مصرف مواد مخدر را داشته‌اند.