die Droschkenfahrt

Aussprache: /ˈdrɔʃkn̩ˌfaːrt/
Worttrennung: Drosch·ken·fahrt
اسم

سفر با درشکه، کرایه درشکه

Bedeutungen

1

سفر یا جابجایی با استفاده از درشکه، که وسیله نقلیه چهارچرخ با اسب کشیده می‌شد.

  • Die Droschkenfahrt durch die Altstadt war sehr romantisch.سفر با درشکه در شهر قدیمی بسیار رمانتیک بود.
  • Früher war eine Droschkenfahrt eine übliche Art der Fortbewegung.در گذشته، سفر با درشکه یک روش معمول رفت و آمد بود.
  • Wir genossen die nostalgische Droschkenfahrt am Abend.ما از سفر درشکه‌ای نوستالژیک در عصر لذت بردیم.
2

هزینه یا کرایه مربوط به سفر با درشکه.

  • Die Droschkenfahrt kostete fünf Mark.کرایه درشکه پنج مارک هزینه داشت.
  • Bitte rechnen Sie die Droschkenfahrt zum Bahnhof aus.لطفاً کرایه درشکه تا ایستگاه قطار را محاسبه کنید.
  • Er bezahlte die Droschkenfahrt und stieg aus.او کرایه درشکه را پرداخت و پیاده شد.