der Druckknopf

Aussprache: /ˈdrʊkˌknɔpf/
Worttrennung: Druck·knopf
اسم

دکمه فشاری، دکمه قفل‌شو

Bedeutungen

1

دکمه‌ای که با فشار دادن عمل می‌کند، معمولاً برای فعال کردن یا غیرفعال کردن یک مکانیزم یا دستگاه.

  • Bitte drücken Sie den Druckknopf, um die Tür zu öffnen.لطفاً برای باز کردن در، دکمه فشاری را فشار دهید.
  • Der Druckknopf an der Fernbedienung ist leichtgängig.دکمه فشاری روی کنترل از راه دور به راحتی عمل می‌کند.
  • Manche Jacken haben statt Knöpfen einen praktischen Druckknopf.برخی از کاپشن‌ها به جای دکمه، یک دکمه فشاری کاربردی دارند.
2

دکمه‌ای که پس از فشار دادن در جای خود باقی می‌ماند (قفل می‌شود) و برای غیرفعال کردن آن باید دوباره فشار داده شود.

  • Der rote Druckknopf dient als Not-Aus-Schalter.دکمه فشاری قرمز به عنوان کلید توقف اضطراری عمل می‌کند.
  • Nach dem Drücken des Druckknopfes leuchtet eine Lampe auf.پس از فشار دادن دکمه فشاری، یک لامپ روشن می‌شود.
  • Der Druckknopf für die Klingel ist defekt.دکمه فشاری زنگ خراب است.