die Druckkraft

Aussprache: /ˈdʁʊkˌkʁaft/
Worttrennung: Druck·kraft
اسم

نیروی فشار، نیروی فشاری

Bedeutungen

1

نیرویی که به صورت عمودی بر یک سطح وارد می‌شود و باعث فشرده شدن آن می‌شود؛ نیروی فشاری.

  • Die Druckkraft des Wassers auf den Damm ist enorm.نیروی فشار آب بر روی سد عظیم است.
  • Die Druckkraft auf die Schraube muss berechnet werden.نیروی فشاری که بر پیچ وارد می‌شود باید محاسبه شود.
  • Die Druckkraft der Presse formt das Metall.نیروی فشار پرس فلز را شکل می‌دهد.