die Druckkraft
نیروی فشار، نیروی فشاری
Bedeutungen
1
نیرویی که به صورت عمودی بر یک سطح وارد میشود و باعث فشرده شدن آن میشود؛ نیروی فشاری.
- Die Druckkraft des Wassers auf den Damm ist enorm.نیروی فشار آب بر روی سد عظیم است.
- Die Druckkraft auf die Schraube muss berechnet werden.نیروی فشاری که بر پیچ وارد میشود باید محاسبه شود.
- Die Druckkraft der Presse formt das Metall.نیروی فشار پرس فلز را شکل میدهد.