die Dummdreistigkeit
گستاخی احمقانه، پررویی نادانانه، جسارت بیجا
Bedeutungen
1
ترکیبی از حماقت و گستاخی؛ جسارت یا وقاحت ناشی از نادانی یا بیفکری.
- Seine Dummdreistigkeit, uns zu beleidigen, war unerträglich.گستاخی احمقانه او در توهین به ما غیرقابل تحمل بود.
- Mit solcher Dummdreistigkeit kommt man im Leben nicht weit.با چنین پررویی نادانانهای، نمیتوان در زندگی زیاد پیش رفت.
- Die Dummdreistigkeit des jungen Mannes überraschte alle Anwesenden.گستاخی احمقانه مرد جوان همه حاضران را متعجب کرد.